سيد حسن آصف آگاه
165
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
دنبالهء نخستين 1 . گشتاسپ شاه پرسيد كه : « سيج ( بلا ) گران چندبار ، نياز چندبار و برف سياه چندبار ، تگرگ سرخ چندبار و كارزار بزرگ چندبار باشد ؟ » . 2 . جاماسپ بيتخش گفتش كه : سيج گران سهبار باشد : يكى به فرمانروايى بيدادانهء دهاك و يكى به آن افراسياب تورانى و يكى به هزارهء زرتشتان باشد . 3 . نياز چهاربار باشد : يكى به فرمانروايى بد افراسياب تورانى ، يكى به خداوندى اشكانيان و يكى به خداوندى پيروز يزدگردان 10 و يكى به سر رفتن هزارهء زرتشتان باشد . 4 . گزند گران سهبار باشد : يكى به خداوندى منوچهر و يكى به خداوندى پيروز يزدگردان و يكى به سر ( انجام ) هزارهء زرتشتان . 5 . برف سياه و تگرگ سرخ سهبار باشد : يكى به خداوندى منوچهر و يكى به خداوندى كىكاوس و يكى اندر هزارهء هوشيدران باشد . 6 . كارزار بزرگ سهبار باشد : يكى به آن كاوس شاه كه با ديوان به برز ( بالا - آسمان ) ستيزه كرد ، و يكى به آن شما با خيون سپيد كه دين را جادوگر كرد ، كه او را ارجاسپ خوانند و يكى در سر هزارهء زرتشتان باشد كه بههم آيند ترك و تازى و ارومى چون با آن دهبد ستيزند . دنبالهء دوم 1 . گشتاسپ شاه از جاماسپ پرسيد كه : به آمدن آن هنگام پسر من دخشه ( علامت ) و نشان چه نمايد ؟ 2 . جاماسپ بيتخش گفتش كه : گاه هوشيدر كه پديد آيد ، اين چند نشان به جهان پديدار گردد : 3 . يكى اينكه شب روشنتر باشد . 4 . دوم اينكه هفتورنگ ( بنات النعش ) گاه بهلد ( مقر خود را تغيير دهد ) و به سوى خراسان گردد . 5 . سوم اينكه درآمد مردمان يكى از ديگرى بيشتر باشد . 6 . چهارم اينكه مهران دروجى ( پيمانشكنى ) كه اندر آن زمان كنند ، زودتر و پيشتر ( به مقصود ) رسند . 7 . پنجم اينكه مردمان خوار فرمانرواتر و چابكتر باشند . 8 . ششم اينكه بتران را نيكى بيش باشد . 9 . هفتم اينكه دروج آز سهمناكتر باشد .